تبليغاتX
یک شاخه گل ، فقط عاشقانه


My site is worth $1029.3.
How much is yours worth?


یک شاخه گل ، فقط عاشقانه

 عکس های جالبیه ،اگه میشه برید ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت22:43توسط میلاد | |

 

بقیش در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت22:40توسط میلاد | |

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید

کاغذ دیواری عاشقانه

برای دیدن بقیه برو ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت22:31توسط میلاد | |

مناجات عاشقانه

الا ! اي مهين مالك آسمانها
كجا گيرم آخر سراغت كجايي ؟
غلام وفاي تو بودم _ نبودم ؟
چرا با من با وفا بي وفايي ؟
چه سازم من آخر بدين زندگاني
كه ريبي است در بيكران بي ريايي
چسان خلقت مهمل است اينكه روزم
فنا كرد – كام قدر – بر قضايي !
بيا پس بگير اين حياتي كه دادي
كه مردم از اين سرنوشت كذايي !
خداوندگارا !
اگر زندگانيست اين مرگ ناقص
بمرگ تو ، من مخلص خاك گورم !
دو صد بار ميكشتم اين زندگي را
اگر ميرسيدي به زور تو ، زورم !
كما اينكه اين زور را داشتم من
ولي تف بر اين قلب صاف و صبورم !
همه ش خنده ميزد بصد ناز و نخوت
كه من جز حقيقت ز هر چيز دورم !
بپاس همين خصلت احمقانه
كنون اينچنين زارو محكوم و عورم ؟
چه سود از حقيقت كه من در وجودش
اسير خدايان فسق و فجورم ؟
از آن دم كه شد آشنا با وجودم
سرشكي نهان در نگاه سرورم
چو روزم ، تبه كن تو ، روز « حقيقت »
كه پامال شد زير پايش غرورم
خداوندگارا!
تو فرسنگها دوري از خاك دوري
تو درد من خاك بر سر چه داني ؟
جهاني هوس مرده خاموش و بيكس
در اين بينفس ناله آسماني ...
زروز تولد همه هر چه ديدم
همه هر كه ديدم تبه بود و جاني
طفوليتم بر جواني چه بودي
كه تا بر كهولت چه باشد جواني !
روا كن به من شر مرگ سيه را
كه خيري نديدم از اين زندگاني!
مگر از پس مرگ – روز قيامت
خلاصم كن زين شب جاوداني!
بمن بد گماني؟ دريغا ! ندانم
چسان بينمت تا چنانم نداني؟
نه بالي كه پر گيرم آيم به سويت
نه بهر پذيرايي ات آشياني!
چه بهتر كه محروم سازم تو را من
ز ديدار خويش و از اين ميهماني
مبادا كه حاشا نمائي بخجلت
كه پروردگار لتي استخواني !
خداوندگارا !
تو ميداني آخر ، چرا بي محابا
سيه پرده شرم و رو را نديدم !
مرا ز آسمان تو باكي نباشد
كه خون زمين مي طپد در وريدم !
من آن مرغ ابر آشيانم كه روزي
ببال شرف در هوا مي پريدم !
حيات دو صد مرغ بي بال وپر را
برغم هوس – از هوي مي خريدم
بهر جا كه بيداد ميكشت دادي :
بقصد كمك ، كوبه كو مي خزيدم !
بهر جه كه ميمرد رنگي ز رنگي
بيكرنگي از جاي خود ميپريدم !
من آن شاعر سينه بدريده هستم
كه عشق خود از مرگ مي آفريدم !
چه سازم ! شرنگ فنا شد به كامم
ز شاخ حقيقت هر چه چيدم!
ولي ناخلف باشم از ديده باشي
كه باري سر انگشت حسرت گزيدم !
ار آنرو كه با علم بر سرنوشتم
ز روز ازل راه خود را گزيدم !
خداوندگارا !
ز تخت فلك پايه آسمانها
دمي سوي اين بحر بي آب رو كن
زمين را از اين سايه شياطين
جنين در جنين كين به كين رفت و رو كن
سياهي شكن چنگ فريادها را
به چشم سكوت سياهي فرو كن !
هميشه جواني تو ، پير زمانه !
شبي هم " جواني " بما آرزو كن !
كه تا زيرورو نسازم آسمانت
زمين را بنفع زمان زير رو رو كن !

اگه میشه برید ادامه مطلب

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت18:28توسط میلاد | |

چند تا عکس زیبا و دیدنی ،حتمناً برید ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت18:7توسط میلاد | |

اس ام اس های عاشقانه

روزی از عشق خودم را حلق آویز می کنم و آخرین آرزوی من این است در روی طناب اسم تو را حک کنم تا حداقل در مرگم فکر کنم همیشه در کنارت خواهم بود

***

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت18:3توسط میلاد | |

حقیقت انسان به آن چه اظهار میکند نیست بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش فرا بسپار

..............................................

خیال می کردی قلب من تاب شکستن را نداره* منتظری بازم دلم پیش دلت کم بیاره * مرام من توی عاشقی یک دلی و صداقته * وقتی میگم نوکرتم این آخر رفاقته



بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت17:59توسط میلاد | |

 

متن های جدید عاشقانه در ادامه مطلب


يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر مي‌ارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت17:45توسط میلاد | |

خنده تلخ

----------------------

هیچ کس ویــــرانیم را حس نکرد

                                      وسعت تنهـــاییم را حس نکرد

در میان خنده های تلخ من

                                           گریه پنهانیم را حس نکرد

در هجوم لحظه های بی کسی

                                   درد بی کس ماندنم را حس نکرد

آنکه با آغاز من مانوس بود

                                           لحظه پایانیم را حس نکرد


بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت0:10توسط میلاد | |

خطای دید
اگر هر کدام از عکس ها باز نشدند روی آن عکس
رایت کلیک کنید و گزینه Show Picture را انتخاب نمایید
.


www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

برای دیدن بقیه برو ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت23:41توسط میلاد | |

3Jokes Love (6)

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت23:34توسط میلاد | |

www.3Jokes.com تصاویر عاشقانه

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت23:29توسط میلاد | |

بقیه تو ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت18:59توسط میلاد | |

 

آلبرت انیشتین، زکریای رازی، اسحاق نیوتن، پروفسور حسابی، من و سایر دانشمندان، سال خوشی را برای شما آرزومندیم

 اس ام اس سال تحویل. اس ام اس لحظه ی سال تحویل. ، اس ام اس آخر سال

 

فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد

 بقيه اس ام اس ها در ادامه مطلب

ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت16:35توسط میلاد | |

به قبرستان گذر کردم
شنيدم ناله اي از يک جواني

که زير قبر مي غلتيد و
عزيزان قدر يکديگر بدانيد
-------------------------

هر چه از کودکي فاصله مي گيريم فصلها به هم نزديک تر ميشن.

--------------------------

خورشيد را باور دارم حتي اگر نتابد

به عشق ايمان دارم حتي اگر ان را حس نکنم

به خدا ايمان دارم حتي اگر سکوت کرده باشد...

(ديوار نوشته اي مربوط به ويرانه هاي جنگ جهاني)

--------------------------
ا

اگه بي هوا کسي وارد زندگيت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه بي محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه گريه هات تو خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خورد نشي ؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده ! , حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائي خفت کرده ؛ شک نکن تنها مرهمت "خداست" که ؛ از سر تواضع يه بهونه واسه نوازشت گير آوورده !

-----------------------------
وقتي از مادر متولد شدم..صدايي در گوشم طنين انداخت که بعد از اين با تو خواهم بود. به او گفتم تو کيستي؟ گفت :غم!
فکر کردم غم عروسکي خواهد بود که من بعدها با اون بازي خواهم کرد. ولي بعدها فهميدم!! که من عروسکي هستم در دستان غم
-----------------------------

براي جبران اشتباهات، به دوستانت همانقدر زمان بده که براي خودت فرصت قائل ميشوي


اگه بازم می خواهی برو ادامه مطلب..اگه میشه نظر هم بدید


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت11:12توسط میلاد | |

بقیه تو ادامه مطلب

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت10:58توسط میلاد | |

(عمومی)

وصیت نامه ی  کوروش کبیر :

من در طول مدت عمر خود هر آرزويي كه داشتم برآورده شد ، دست به هر كاري كه زدم

پيروز شدم . دوستان و يارانم از تدبير من برخوردار بودند . دشمنانم جملگي فرمانم را با

رقبت گردن نهادند .

 قبل از من وطنم سرزمين كوچك و گمنامي بود كه هر سال مورد تاخت و تاز وتجاوز

قرار مي گرفت و حالا درآستانه مرگ من ، آنرا بزرگترين و مقتدرترين و شريف ترين كشور

آسيا به دست شما مي سپارم . من به خاطر ندارم در هيچ جهادي براي عزت ، سربلندي

و كسب افتخار براي ايران زمين مغلوب شده باشم .

جمله آرزوهايم برآورده شد و سير زمان پيوسته به كام من بود . اما از آنجا كه از شكست در

هراس بودم ، خود را از خودپسندي و غرور بر حذر داشتم . حتي در پيروزيهاي بزرگ خود ،

پا از اعتدال بيرون ننهادم .

حال كه مرگ من نزديك است خود را بسي خوشبخت مي دانم زيرا : فرزنداني كه خداوند

بر من عطا فرمود همگي سالم و در عين حال عاقل هستند و وطنم ايران از همه جهات

مقتدر و باشكوه مي باشد و آيندگان مرا مردي خوشبخت و كامياب خواهند شمرد .

من پيوسته معتقد هستم كه روح انسان پس از خروج از كالبد خاكي ، محو و فناپذير

نمي گردد . مرگ چيزي است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت

مي پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد ميگردد به آتيه تسلط پيدا ميكند و هميشه ناظر

 اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و

بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخداي بزرگ

بترسيد كه در  بقاي او هيچ ترديدي نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست .

از كژي و ناروايي بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق

خواهد يافت ، ولي اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجراي عدالت تسامح ورزيد ، ديري

نمي انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون

خواهيد شد . من عمر خود را در ياري به مردم سپري كردم . نيكي به ديگران در من

خوشدلي و آسايش فراهم مي ساخت و از همه شادي هاي عالم برايم لذت بخش تر

بود .

ديگر بس است ، پس از مرگ بدنم را مومياي نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن

نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره هاي بدنم

خاك ايران را تشكيل دهد .

چه افتخاري براي انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكي مثل ايران دفن شود
. . . . .

پس درود بر آریایی  . . .

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت19:43توسط میلاد | |

 

نوروز پیامبر مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم.

**********

نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند.

**********

برای دیدن بقیه ،برید ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت19:40توسط میلاد | |

 گفتم عشق چيست ؟


به گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."


به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..."


به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."


به عشق گفتم: "آخر تو چيستي؟" گفت: "نگاهي بيش نيستم


 

برای دیدن بقیه متون ، برو ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت18:59توسط میلاد | |

برای دیدن بقیه برو ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت18:52توسط میلاد | |

برو ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت22:22توسط میلاد | |


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت21:46توسط میلاد | |

a

 برای دیدن بقیه برو ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت21:32توسط میلاد | |

 

اس ام اس های مخصوص تبریک نوروز ۸۷ رو می خواهید، برو به ادامه مطلب 

اس ام اس هاي نوروزي مخصوص تبريک نوروز87


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت21:20توسط میلاد | |

نگو ديره
نگو ديره كه دلم بى تو ميميره
بگو كه هميشه ، عاشقم ميمونى ؛ اى عشق من

زير بارون
زير بارون به ياد تو گريه كردم

چرا رفتى
چرا رفتى ، اى عشق من

بمون
نرو تنهام نذار ، دلم ميميره
ميميره ميميره

صدا
صداى خنده هات ، يادم نميره
نميره نميره

خدا
خدا تنها پناه دل خستگيهام

نرو تنهام نذار ، گريه ام ميگيره !

.........................................................................

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت19:12توسط میلاد | |

من وضو با نفس خيال تو مى گيرم ...

هميشه براى کسى بخند ، که ميدونى به خاطر توشاد ميشه .
واسه کسى گريه کن ، که ميدونى وقتى غصه دارى واشــــک ميريزى برات اشــک ميريزه .
براى کسى غمگين باش که در غمت شريکه .
عاشق کسى باش که دوستت بداره ، اينو هميشه به ياد داشته باش . 
 
اگه همديگرو دوست دارين ، به هم بگين ؛  
خجالت نکشين ،  
عشق رو از هم دريغ نکنين ،  
خودتونو پشت القاب و اسامى مخفى نکنين ،
منتظر طرف مقابل نباشين ،
شايد اون از شما خجالتى تر و عاشق تر باشه !  
 

تقدیم به شقایق عزیزم  ؛ ديگه نگى طنين چرا ..... ؟

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت19:3توسط میلاد | |


 

سلام
بازم منم .گلايه ندارم . آخه  وقتى تو رو دارم ، ديگه از چى گلايه كنم ؟
ولى يه دردى داره اذيتم ميكنه . 

چرا بقيه نميفهمن با تو عالمى دارم ؟!
چرا تو خلوتم سرك ميكشن ؟! 

خدا جون ، چى فكر ميكنن ؟
مگه نميبينن آشكارا دارم دنبالت ميدوم ؟
نميبينن شدم مجنون و ديوونه تو؟
چرا ولم نميكنن؟
تو كه ميتونى ؛ پس چرا آزادم نميكنى ؟ 

خوشت مياد واسه خاطرت هى بودوم؟! 
باشه ...
گفتم كه ، گلايه ندارم .  

رو من حساب كن . 
تا آخرش هستم ! 

نميدونن تو بهونه منى
نميدونن تو از آسمون مياى
نميدونن كه تو دل نميشكنى
نميدونن تو بهونه منى
معنى شعرهاى عاشقونه اى
 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت18:59توسط میلاد | |

 يادت هست بابايي؛ از سپيدارهاي كنار راه كه با باد مي رقصيدند گفتيم،

 از كاج هاي كوچك خشك شده كنار نارون پير،

 از ارديبهشت عشق و از سهراب ...

 از سهراب كه گفتم، گفتي: مي خواهي دلم را بشكني و گريه ام بيندازي ؟

 گفتم: به خدا نه !

 گفتي: در اين صبح قشنگ نمي تواني از زخم ها نگويي بابايي من ؟!

 از غزل بگو؛ نكند از ياد برده اي آن همه قول و غزل را ؟

 گفتم: اين خورشيد عالم تاب خيلي خوب مي داند كه عشق با كوله باري از غزل به خانه ي دل من مي آيد.

 گفتي: تو ماه را دوست نداري بابايي ؟!

 گفتم: خيلي دوستش دارم.

 گفتي: از ماه آسمان دلت بگو ...

 گفتم: براي اينكه از ماه تمام دلم بگويم، بگذار دمي و درنگي ببينمت.

 پرده ي توري را كناري زد ...

... و من ديدمش !

 همان ماه من بود كه مي خنديد.

 خنديدم و قلم برداشتم و به يادگار بر روي ستون سنگي نوشتم:

موسم اندوه كه مي رسد، ماه را نگاه كنيد !

 و همان جا نشستم و يك دل سير ديدمش، ديدمش، ديدم ...

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت17:34توسط میلاد | |

 

مي دوني چيه؟!

امشب دلم بدجوري گرفت... آخه بزرگراهي كه از وسط قلبم رد ميشه، تو چهارراه دلهره، منو پشت چراغ قرمز انداخته و هيچ راه فراري هم برام نذاشته... بي جهت دارم بوق مي زنم كه دل خودمو خوش كرده باشم، وگرنه اين چهارراه حالا حالاها خلوت نميشه.

شبايي كه دل مي گيره بايد چي كار كرد؟ بايد كجا رفت؟ بايد چي جوري بود؟ ...

مگه ميشه الكي دلمو خوش كنم به روزايي كه نمي شناسمشون، روزايي كه باهام غريبه ان، روزايي كه خيلي وقته دلم هواشونو كرده... روزاي خوب خوشبختي.

كجا بودم؟ آهان، پشت چراغ قرمز!...  از كجا ميومدم؟ شايد از طرف خيال تو بود! اما نه، خيال تو بايد خيلي قشنگتر از اين ترافيك غير منطقي باشه! شايد داشتم از حوالي كوچه باغ سبز تنهاييم رد ميشدم... آخه تنهاييم بعضي وقتا جلو آيينه وايميسه و خودشو خوشگل مي كنه! برام دوست داشتني ميشه، با ناز و عشوه خاصي مي پره تو بقلم و سفت بهم مي چسبه. شايد اونم بي من احساس تنهايي مي كنه! دوستش دارم، يعني نمي خوام تنهاش بزارم، حتي اگه اون سرشو از رو شونه من برداره، من بي خيالش نميشم.كنارش رو زمين ميشينم و تو دامنش زار مي زنم. نمي تونه انقدرا هم دلسنگ باشه كه نوازشم نكنه. مي خوام تا هستم با اون باشم، با تنهايي نازنينم...

...

با صداي بوق ماشين پشت سريم از جا مي پرم و متوجه چراغ سبز جلو چشمم ميشم...

دل من، راه باز شد... بيا بهش خيره بشيم..

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت17:32توسط میلاد | |

 

امشب همه چیز رو به راه است
همه چیز آرام.....آرام
باورت می شود...
دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یک آرامبخش"
تو نگرانم نشو !
همه چیز را یاد گرفته ام !
راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم !
یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم !
تو نگرانم نشو !!
همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !
یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و بی یاد تو !
یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...
و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
تو نگرانم نشو !
همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که بی تو بخندم...
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت...
یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم !
یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم...
و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !
اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام...
" که چگونه.....! برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم...
و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم...
تو نگرانم نشو !!
"فراموش کردنت را هیچ وقت یاد نخواهم گرف

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت17:31توسط میلاد | |

 

گفت: در مقام گل سرخ باش 

گفتم: چگونه؟ 

گفت: اياک نعبد و اياک نستعين 

گفتم: تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو ياري مي جوييم 

گفت: از رب يا خويش؟ 

گل از رب در مقام تسليم محض ياري مي جويد، بشر چه؟!

گفتم: من هم تسليم هستم 

گفت: تسليم به مقام دل بود نه کلام 

به دلم نگريستم 

غرق منيت و غرور مي تپيد 

گفت: خود شکن،آيينه شکستن خطاست 

به درون رفتم.خود راشکستم... تنديسي ديگر آمد 

خود را شکستم..... تنديسي ديگر آمد 

...............

گفت: اهدنا الصراط المستقيم 

فرياد زدم،ما را به راه راست هدايت فرما 

تمام سلول هاي بدن آدم را ديدم 

...........

هر کس به سوئي مي دويد 

زنجير هاي پيوسته نا مرئي را ديدم 

فرياد زدم 

اهدنا الصراط المستقيم 

باز بي قراري آتشين بشريت 

باز فرار از يکي شدن 

باز زنجير خاکستري نفرت 

باز ........

تا خواست بگويد، صراط الذين انعمت عليهم 

ملتمسانه گفتم: اندر اين ظلمت شب آب حياتمان ده 

اينبار نگاهم کرد 

جانم سوخت

گفت: قطره اي تو را بس، که هنوز در مقام گل سرخ هم نرسيده اي 

که هنوز بشريت در پي خويش، خويش را گم کرده 

آهي کشيد و گفت: 

 غيرالمغضوب عليهم و لا الضالين 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت17:29توسط میلاد | |

 

نام من عشق است

مي شناسيدم؟

زخمي ام زخمي سراپا

مي شناسيدم؟

با شما طي کرده ام راه درازي را

خسته ام

مي شناسيدم؟

اين زمان گرچه ابري پوشانيده است رويم

من همان خورشيد تابانم،

مي شناسيدم؟

اين چنين بيگانه از من رو مگردانيد،

در کف فرهاد تيشه من نهادم، من

من شکستم بيستون را، من

من همان مهربان سالهاي دورم

رفته ام از يادتان يا،

مي شناسيدم؟         مي شناسيدم؟.

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت17:24توسط میلاد | |









 ..

ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت17:23توسط میلاد | |

اولین پست وبلاگو براتون میزارم حالشو ببرین سری اول عکسهای عاشقونه

                               

مشاهده در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت18:46توسط میلاد | |