تبليغاتX
یک شاخه گل ، فقط عاشقانه


My site is worth $1029.3.
How much is yours worth?


یک شاخه گل ، فقط عاشقانه

اگر آدمي شاد باشد
حتما كساني را شاد نموده است
و اگر غمگين باشد،
 كسي را غمگين كرده است
( مولوي)
******************************************************
اي کاش همدم تنهاييم قلب باراني تو باشد
 تا اينگونه در گرداب غم و اسارت بي تو بودن اسير نباشم
اي همدم تنهايي روياهايم بيا و مرا رها کن بيا
 و مرا به قصر پاکان ببر


******************************************************
از کسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کسو مثل اون دوست نداشته باشي
 و از کسي که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن چون شايدهيچ وقت هيچ کس تو رومثل اون دوست نداشته باشه

****************************************************

وقتي هستي نيستم، وقتي نيستي هستم، وقتي هستم نيستي، وقتي نيستم هستي،
اي همه ي نيست شده ي هستي،هستي من نيست مي شود وقتي تو نيستي

**** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** ****
مي گويند : که تنها يک دقيقه طول مي کشد تا دوستي را پيدا کنيد ،
 يک ساعت طول مي کشد تا از او قدرداني کنيد ،
 اما يک عمر طول مي کشد تا او را فراموش کنيد

**** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** ****

تقديم به تو
 که واسه من بهتريني
براي تو مي گويم: اي تنها ترين اسطوره ي من
 تو تكانهاي گرم قلب مني محبوب من با من باش.

**********************************************************
ما آدما هميشه صداهاي بلندو مي شنويم؛
پررنگهارو مي بينيم
 و کارهاي سختو دوست داريم
غافل از اينکه خوبها آسون ميان؛
بي رنگ مي مونن
 و بي صدا مي رن

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت18:10توسط میلاد | |

ترانه های دیروز و امروز

ديروز باز باران با ترانه با گوهرهاي فراوان مي خورد بر بام خانه ............. . و اما امروز باز باران بي ترانه باز باران ,با تمام بي کسي هاي شبانه مي خورد بر مرد تنها ,مي چکد بر فرش خانه باز مي ايد صداي چک چک غم...باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده نمي دانم...نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟؟؟؟ نمي فهمم, چرا مردم نمي فهمند که ان کودک که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد کجاي ذلتش زيباست؟؟

 

نگران نشو

نگرانی هرگز از غصه فردا چیزی نمی کاهد ، بلکه فقط شادی امروز را از بین می برد.
ٍ
نخستین گام به سوی دانش این است که بدانیم نادانیم.
ٍ
بخشش هر کس به اندازه عشق اوست.
ٍ
بخشش زمانی آسان می شود که ما بتوانیم دیگران را بشناسیم و به ضعفهای خودمان و اینکه ما نیز امکان اشتباه کردن داریم معترف باشیم.
ٍ
بی ثمرترین روز ما روزی است که در آن نخندیده باشیم.
ٍ
عشق همیشگی است این ما هستیم که فنا پذیریم. عشق متعهد است این ما هستیم که عهد شکنیم.
ٍ
کار عشق باز کردن زخمهای کهنه نیست ، بلکه درمان آنهاست.
ٍ
تمام چیزهایی که بین دو نفر که یکدیگر را دوست می دارند ناگفته می ماند ، می تواند کوهی از سوء تفاهم ها به وجود آورد

 

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت18:9توسط میلاد | |

 

يك تست روانشناسي جالب براي شناخت شخصيت فردي...

مطالب زيبا

مشاهده در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت17:49توسط میلاد | |

عکسای عاشقونه ی   مامانی   نانازی خوشگل

سری جدید عکسهای عاشقانه

سری جدید عکسهای عاشقانه

برای دیدن عکسای بعدی به ادامه مطلب برید

بفرمایید داخل از اینا خوشگل ترم هست...

 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت18:32توسط میلاد | |

سری جدید عکسهای عاشقانه

رفتی و از رفتن تو قلب ایینه شکست

چنتا عکس عاشقونه باکیفیت

بروید به ادامه مطلب... 

 

عکسهای عاشقانه


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت18:10توسط میلاد | |

چگونه حال دخترارو بگیریم؟؟؟!!

مشاهده د ادامه...مطالب طنز


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت17:52توسط میلاد | |

Name:  1.jpg
Views: 643
Size:  13.6 کيلوبايت

یه روز آسمون دل این پرنده گرفت و واسه دل پرنده بارید و بعد از بارش این آسمون ابری رنگین کمونی در چشمای قشنگ این پرنده نقش بست...هوای قفس بوی نم گرفته بود..تا این که شاپرکی رهگذر بر قفس نشست و با دل پرنده هم دل شد و آخر حرفهایشان شاپرک چشماش پراز اشک شد...شاپرک با این که میدونست پرنده نیست رو به پرنده کرد و گفت دلبستتم..پرنده به شاپرک اشاره از پرنده نبودنش کرد اما شاپرک بدجوری خودشو عاشق این پرنده ی قفسی میدونست و به پرنده گفت: مهم تفاهم ما در پریدنه...چشمهای پرنده شوقی گرفت که دیگر تنها نیست...مدت ها گذشت و هردو بیشتر عاشق هم میشدند تا اینکه یه روز صاحب قفس قفسو برد به خانه اش و نگذاشت شاپرک داخل اتاق بشه و فقط از بیرون شیشه به هم نگاه می کردند و هردو فهمیده بودند که دیگه به هم نخواهند رسید اما باز پشت شیشه نگاهشان تمام نمیشد....شاپرک خسته شده بود و دیگه میدونست وصال محاله برای همین پرنده را تنها گذاشت و رفت...پرنده ماند....پرنده در بهتی عظیم به فرو رفت..به لحظه های عاشق شدنشان می نگریست و تفاهم عشقشان و به یاد آورد که اصلا تفاهم نبود زیرا شاپرک آن چنان در چشم پرنده مجذوب شده بود که پرنده یادش رفته بود همان تفاهمی که شاپرک می گفت(مهم پریدنه) تازه پرنده فهمید که یک پرنده در قفس هیچ وقت نمی پرد و معلوم شد هیچ تفاهمی ندارند...

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت18:26توسط میلاد | |

یادته نم نم بارون یادته                      یادته شر شر ناودون یادته

یادته یاس تو باغچه یادته                  یادته گلدون ایوون بادته

یادته تنگ غروب میون باغ                 یادته اون شب بارون یادته

یادته رو تاقچه مادر بزرگ                  یه چراغ با آیینه شمعدون یادته

یادته قرارمون تو کنج باغ                   یادته بوسه پنهون یادته

یادته با صد هزار نازوادا                      گفتی اون عشق فراوون یادته

  گفتی از دوری و بی وفاییمون          که مثل مرگ برامون یادته  

حالا بعد اون همه جداییها                   که هنوز مونده به ذهن و یادته 

هیچی نیست مثل بهونه که بگیم       یادته سادگیامون یادته

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت18:24توسط میلاد | |

قلب من از تو جدا هرگز نکرده هیچ کسی

                   تو سهمی از وجودمی نگو به من نمیرسی

نگو که بین من و تو نشسته سایه ی کسی

                   نگو که از من دور شدی نگو به من نمی رسی

من از تو دست نمی کشم از عشق تو نمی گذرم

                   ای آرزوی اولم تو هستی عشق آخرم

به جز تو اشکای منو  هرگز ندیده هیچ کسی

                  حالا که در تو گم شدم نگو به من نمیرسی

                  Myspace Comment:  Love 36 

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت18:24توسط میلاد | |

تك و تنها تو خيابون ......

به زير نم نم بارون ......

باز به ياد تو مي افتم ......

حرفهايي كه با تو گفتم ......

گفتم عشق من يه كوهه ......

تو ببين چه با شكوه ......

عشق تو مثل سرابه ......

عمر كوتاه حبابه ......

عشق من شعر و شرابه ......

عشق تو نقش بر آبه ......

عشق تويه گل زرده ......

دستهايي كه سرده سرده ......

عشق من مثله جنونه ......

آبي رنگه آسمونه ......

عشق يك ماهي به درياست ......

عشق من ببين چه زيباست ......

عشق تو عكساي پاره ......

نامه هاي نيمه كاره ......

حرفايي كه نا تمومه ......

ميدونم كه بي دوومه ......

عشق من ساده است وآسون ......

پاك و تازه مثل بارون ......

عشق من جنس بهاره ......

توي قلبم موندگاره

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت18:23توسط میلاد | |

 

گریه کن جدایی ها مارو رها نمیکنند

آدما انگار برای ما دعا نمی کنند

گریه کن ....حالا حالاها باید از هم جدا باشیم

               بشینیم منتظر معجزه ی خدا باشیم

گریه کن

منم دارم مثل تو گریه میکنم

    به خدای آسمونا گلایه میکنم

گریه کن

تو بختمون یه برف سنگین نیومد

این همه پرنده رد شد،مرغ آمین نیومد!!!!!!!!!

گریه کن برای روزایی که خورشیدی نداشت

دلای من و تو که به فردا امیدی نداشت

 گریه کن،فکر کن دلیلی ندارم

                                         فقط همین.............

واسه فاصله ای که از آسمونه تا زمین

               گریه کن سبک میشی

روزای خوش یادت میاد

گرچه تو تقویممون نیستن اون روزا زیاد

گریه کن برای رویایی که قسمت نمیشه

یه شبم سر خدا واسه ما خلوت نمیشه

گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد.....

واسه مشکلاتی که بودش و هست و حل نشد

گریه کن برای اولا که عاشقونه بود

        حال هم رو پرسیدن فقط یه جور بهونه بود

                گریه کن واسه همه واسه خودت برای من

     توی بارونی ترین ثانیه ها ، حرفتو بزن

گریه کن تا آیینه شه باز اون چشای روشنت

واسه موندن لازمه

                          فدای گریه کردنت...

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت18:22توسط میلاد | |

به انتظارت خواهم ماند تا ابد براي هميشه زيرا مي دانم

به سوي من باز خواهي گشت پس با همه توانم تلخي اين

انتظار را تحمل خواهم کرد.

به انتظارت خواهم ماند زيرا قلب من با هر تپش خود اهنگ

خاطرات گذشته را مي نوازد .قلبي که در ان خاطره ها و

خوشي ها تا ابد مدفون است.

حتي اگر بدانم روزي جسم تو بسوي من بازنمي گردد

بازهم به انتظارت مي نشينم . شايد روزي صداي پاي را

بشنوم که از آن تو باشد .

به انتظارت خواهم ماند ......

سالها همصحبتم بودی و همرازم نبودی

با تو عمری همقفس بودم ٬ هم آوازم نبودی

باغ بودم بی خبر از من گذشتی ٬ گل نچیدی

دل به آوازه تو بستم ٬ نغمه پردازم نبودی

رازها در سینه پنهان کردم و با کس نگفتم

رفتم آنرا با تو گویم ٬ محرم رازم نبودی

سوز دل در پرده گفتم ٬ ره به آوازم نبردی

ساز یکرنگی زدم ٬ دلداره دمسازم نبودی

روز تنهایی به چشمت شعله ی مهری ندیدم

در شب ظلمانی من ٬ پرتو اندازم نبودی

بود امیدم همدم آغاز و انجامم تو باشی

فکر انجامم نکردی ٬ یار آغازم نبودی

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت18:21توسط میلاد | |

Name:  1.jpg
Views: 358
Size:  20.6 کيلوبايت

حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري  

 رفتي بي وفا و گفتي كه  منو دوسم نداري

 

برای خواندن به ادمه مطلب برید..

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت18:16توسط میلاد | |