تبليغاتX
یک شاخه گل ، فقط عاشقانه


My site is worth $1029.3.
How much is yours worth?


یک شاخه گل ، فقط عاشقانه

سلام ....

یه شعر از شعرای دوست داشتنی ...

 بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم ،

 شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

    شدم آن عاشقه دیوانه که بودم ،

 

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

 

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

   پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ،

 

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت ،

 

خوشه ی ماه فروریخته در آب

 شاخه ها دست برآورده به مهتاب ،

 

شب و صحرا و گل و سنگ 

 همه دل داده به آواز شباهنگ 

 

یادم آمد تو به من گفتی:« از این عشق حذر کن »

  لحظه ای چند بر این آب نظر کن 

 

آب،آئینه عشق گذران است

 تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

 

باش فردا که دلت با دگران است !

 تا فراموش کنی ، چندی از این شهر سفر کن !

 

با تو گفتم: « حذر از عشق!؟ ندانم

 سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم ، نتوانم

 

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

  چون کبوتر لب بام تو نشستم

                              تو به من سنگ زدی! من نه رمیدم نه گسستم

 

باز گفتم که: « تو صیادی و من آهوی دشتم!

 تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم !

  حذر از عشق ندانم، نتوانم

 

اشکی از شاخه فروریخت 

 مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت !

 

اشک در چشم تو لرزید 

 ماه بر عشق تو خندید !

 

یادم آید که دگر از تو جوابی نشیندم 

  پای در دامن اندوه کشیدم 

                                          نگسستم ، نرمیدم ...

 

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگرهم !

نه گرفتی دگر از عاشقی آزده خبر هم!

نکنی دیگر از این کوچه گذر هم ...! 

 

                                   بی تو، اما ، به چه حالی من  از ان کوچه گذشتم...  

 

مرسی از همتونImage and video hosting by TinyPic

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت20:2توسط میلاد | |