تبليغاتX
یک شاخه گل ، فقط عاشقانه


My site is worth $1029.3.
How much is yours worth?


یک شاخه گل ، فقط عاشقانه

سلام ...... 

  دلم تنگه خدا . ای روزگار بد سرشت ...

سلام عزیزان . این وبلاگ ما هم که طرفدار نداره  ولی من به همون تعدادی که میان تو وبم راضیم .

لیاقتم بیشتر از اینا نیست.  

وای یادم رفت . قرار بود زیاد دری وری ننیویسم .

سلام بی معرفتم . حرفتو گوش دادم .Image and video hosting by TinyPic

خب من یه شعری میخوام بنیویسم . شاید کسی خوشش نیاد  .

 ولی من خیلی ازش خوشم میاد .  اینو شادمهر عزیزم خونده . به نام آدت  

     آغوشه تو به غیر من به روی هیچکی وا نکن

منو از این دلخوشیا  آرامشم جدا نکن

من برای با تو بودن پر عشق وخواهشم

واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر می کشم

منو تو آغوشت بگیر  آغوشه تو مقدسه 

بوسیدنت برای من تولد یک نفسه

چشمهای مهربونت منو به آتیش میکشه

نوازش دستهای تو آدت ترکم نمیشه ،

   فقط   توآغوشه خودم دغدغه هاتو جا بذار  

   به پای عشق من بمون هیچکسو جای من نیار 

مهر لباتو رو تنو روی لب کسی نزن   

     فقط به من بوسه بزن        به روح و جسم  و تن من  

جديدترين خدمات وبلاگنويسان.ghalbe6ei.blogfa.com

یه چیز دیگه . اینم خیلی قشنگه 

خیلی سخته که بغض داشته باشی اما نخواهی کسی بفهمه...

خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی ...

خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری...

خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن جز اونی که فکر میکنی به خاطرش زنده ای

خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ...

...

اینم از آپم  .حالا چی میگی

خب من با شرایط سختی اینو نوشتم . شرمنده همتون .

خدا نگهدار

جديدترين خدمات وبلاگنويسان.ghalbe6ei.blogfa.com

Image By www.Allpic.ir

Image By www.Allpic.ir

جديدترين خدمات وبلاگنويسان.ghalbe6ei.blogfa.com

نفرین بر کسی که بنده بیچاره خدا رو به انتظار بزاره .

خداحافظی  برای چیه پس

مگه میشه بدون خداحافظی به انتظار عشقت نمونی .

کسی هست باور داشته باشه (عشق) هست .

                                                                          تنهایی

 عشق باید اینجوری باشی

مثل پرنده های عاشق

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و  منتظر شوهرش می باشد

 

در تصویر دوم پرنده نر با عشق و دلسوزی برای همسرش غذا می آورد

در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا  شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد

لحظه ای که  متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند

 

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد

در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد

این حادثه واقعی بوده و توسط یه عکاس حرفه ای گرفته شده که به بزرگترین عکاس دنیا معروف شده . 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت20:25توسط میلاد | |

سلام ....

یه شعر از شعرای دوست داشتنی ...

 بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم ،

 شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

    شدم آن عاشقه دیوانه که بودم ،

 

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

 

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

   پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ،

 

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت ،

 

خوشه ی ماه فروریخته در آب

 شاخه ها دست برآورده به مهتاب ،

 

شب و صحرا و گل و سنگ 

 همه دل داده به آواز شباهنگ 

 

یادم آمد تو به من گفتی:« از این عشق حذر کن »

  لحظه ای چند بر این آب نظر کن 

 

آب،آئینه عشق گذران است

 تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

 

باش فردا که دلت با دگران است !

 تا فراموش کنی ، چندی از این شهر سفر کن !

 

با تو گفتم: « حذر از عشق!؟ ندانم

 سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم ، نتوانم

 

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

  چون کبوتر لب بام تو نشستم

                              تو به من سنگ زدی! من نه رمیدم نه گسستم

 

باز گفتم که: « تو صیادی و من آهوی دشتم!

 تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم !

  حذر از عشق ندانم، نتوانم

 

اشکی از شاخه فروریخت 

 مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت !

 

اشک در چشم تو لرزید 

 ماه بر عشق تو خندید !

 

یادم آید که دگر از تو جوابی نشیندم 

  پای در دامن اندوه کشیدم 

                                          نگسستم ، نرمیدم ...

 

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگرهم !

نه گرفتی دگر از عاشقی آزده خبر هم!

نکنی دیگر از این کوچه گذر هم ...! 

 

                                   بی تو، اما ، به چه حالی من  از ان کوچه گذشتم...  

 

مرسی از همتونImage and video hosting by TinyPic

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت20:2توسط میلاد | |

سلام....   یه سلام به همه ی عاشقا.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

...

 

Image and video hosting by TinyPicدر آن نوبت که بندد نیلوفر آبی به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه ٬ من از یادت نمی کاهم

تو را چشم در راهم..

Image and video hosting by TinyPicآن كه چشمان تو را این همه زیبا می كرد
كاش از روز ازل فكر دل ما می كرد

یا نمی داد به تو اینهمه زیبایی را
یا مرا در غم عشق تو شكیبا می كرد...

Image and video hosting by TinyPicصدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني
صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني

Image and video hosting by TinyPic

.....

دوستای خوب مثل تکه های پازل میمونن .، اگه یه تیکه از پازل گم بشه جایگزینی نداره  وپازل هرگزکامل نمیشه ، تو تکه ی گم شده ی پازل منی ، تو را واسه همیشه نگه خواهم داشت .

....

گذر کردم ز قبرستانی . زمانی رسیدم بر سر قبر جوانی به زیر خاک مینالید و

میگفت رفیقان قدر یکدیگر بدانید !

به هنگام مرگم دستانم را از روی تابوت بیرون بذارید ...

تا که همه بدونن چیزی از این دنیا با خود نبردم.٬ < کوروش>*

.

کد موزیک از ساسی مانکن در ماگراتور اسکین

 

.....................................................

 

Image By Pic.Blogfa.Com

 

Image By www.Allpic.ir


 

+نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت15:56توسط میلاد | |

سلام سلام سلام ......

ما چاکر همتونیم...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

قرار بود آپ کنم که حالا دارم انجام میدم ..خیلی حال میدهخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.....

وای خدا جون .....ازت مممنون هستم ...

من الان دارم آپ میکنم    کنارم میلاد  جونم  نشسته ... اومده خونمون من با خواهرم و خاله میلاد داریم خوش میگذرونیم ....خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

البته داداش کوچیکم که اسمش محمد هست اونم اینجاس .... (۷ سالشه)

من به میلاد گفتم که میخوام برم پای نت میلاد هم گفت برو خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irالان دوتایی کنار هم نشستم داریم دو تایی

می آپیم ..خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

پریا جون میلاد سلام بهت میرسونه ... پریا جون احوال   پریسا چطوره؟ خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irمیلاد میگه دلش برای تو و پریسا و اون کامنت هاتون تنگ شده ..

خوب بچه ها من میرم کنار میلاد الان  ادامه مطالب رو مینویسه ...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

سلام عاشقا ..این تیکه کلوممه ببخشید دیگه نمیتونم ولش کنم .. حاله همتون که خوبه ..؟!

اونایی که منو نمیشناسن من اسمم میلاد و قبلا نویسنده وبلاگ بودم که الان فرشته  اونو مدیریت میکنه ..

..خوب من چند تا جمله عاشقانه دارم میخوام بگم :

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

بگذار بگویم ای اسمانی ترین فرشته عشق ای خواندنی ترین شعر زندگی وای سر چشمه تمام  مهربانیها تورا می ستایم....

-----------------------

خیال کردم بری میری از یادم       تو رفتی و نرفت چیزی از یادم


تو رفتی تازه عاشقتر شدم من     از اونی هم که بود بدتر شدم من


صبح تا شب این شد کارم               که واسیه چشات بیدارم


 تو خدای عاشقایی تو تموم کس و کارم 

---------------------

 

می تونی فرض کنی که زندگی یه میدونه نبرده...

فرض باید کل بندازی..پس کم نیار....خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irدر این بازار نامردی به دنبال چه میگردی ؟ نمی یابی نشان هرگز تو از عشق و   جوانمردی

برو بگذر از این بازار ، از این مستی و طنازی ! اگر چون کوه هم باشی در این دنیا تو میبازی ...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

خب بچه ها من دیگه برم ..خداحافظ همگی (میلاد)

خب بچه حالا دوباره من اومدمخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir.. اه یه مزاحم اومد تو داشتیم با میلاد حال میکردیما ..خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irاین من بودم که میلاد رو زدم .داشتیم بوکس کار میکردیم

آخه تقصیر ما هم هست ...داشتیم با صدای بلند میخندیدیم ..بعد من یه بلند یه چیزی به میلاد گفتم ...خواهرم اومده میگه چه خبرتونو خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir.خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir.... فکر کرده بود خوابیدیم ...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

وای من و میلاد که تا سحر بیداریم ...الان هم که نزدیکای سحره ...

میلاد سحری چی بخوریم ...اه میلاد که رفت رو تختم دراز کشید ...دیگه نمیبینه من دارم الان چی مینیویسم ...الان میرم یواشکی تو تاریکی میبوسمشخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir چون چراغ اتاقو خواهرم خاموش کرد ..اونا الان  خوابن فقط منو میلاد  بیداریم و داریم شب زندهداری میکنیم ...

وای خدا جون من خیلی میلاد رو دوست دارم .....کاشکی اونم منو دوست داشت ...

دوسم داره ولی نه اون قدری که من میخوام ...خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

خب میخوام آپم رو دیگه به پایان برسونمخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir .. چه جوری نمیدونم ؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

Image and video hosting by TinyPicعشق معجزه است  زندگي درياست دل من معجزه را خوب شناخت و به دریا افتاد

Image and video hosting by TinyPicاي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود

Image and video hosting by TinyPicبچه ها همتون دوست دارم چون من خیلی از جوون های خودمونو چه پسر چه دختر دوست دارم ..چون همتون از احساس و عاطفه برخوردار هستید و زندگی رو درک میکنید و باور دارید ...ولی کسی به ما جوونا اعتماد نمیکنن ،فکر میکنن ما کرو کور هستیم و از دنیا چیزی نمیدونیم خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

Image and video hosting by TinyPicخدایی حالم گرفته شدا ...پرسپولیس چرا باخت ..داور نامرد ....این همه حمله کنیم ..بعد داور بیاد اعصابه همرو خورد کنه ..منم که عاشق پرسپولیسم وقتی دیدم گل خورد ... حواسم(درست نوشتم خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir)نبود میلی رو هل دادم ...دوتایی داشتیم بازی رو  از تلویزیون نگاه  میکردیم.... خیلی جالب بود ...از شبکه ۳ نگاه نمیکردیم ..از ماهواره شبکه جام جم نگاه میکردیم ...آخه داشتیم با میلاد یه فیلم باحال نگاه میکردیم ..که همزمان بود با بازی از یه شبکه ماهواره خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir ...بابا باور کنید فیلم بد نبودخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir ...الانم فکر نکنید من با میلاد تنها هستیمو از اون کارا میکنیم ..ما حریم همدیگرو میدونیم ....اگر هم بخواهیم از او کارابکنیم به خودمون مربوطه نه به کسه دیگری ... من که جلو میلاد لختم باشم .میلاد از اون پسرای عوضی نیست ..ومن خیلی بهش اعتماد دارم  الان جلوش راحت برای خودم نشستم و با هم حال میکنیم و عشقمون میکشه تنها تو یه اتاق تاریک بشینیم به هیچ کسی هم ربطی نداره ... چون خدا اون بالا هست و میبینه ما چیکار میکنیم ...

Image and video hosting by TinyPicوای تو جنوب زلزله و طوفان اومده تو شمال سیل و بارون .،نمیدونم حکمتش چیه تو این ماه عزیز ..ولی هر چی هست خداکنه کسی عزادار نباشه تو این ماه عزیز. ....بچه ها همه ی مریض ها و بیماران رو دعا کنیم به حق این ماه خوب.

 Image and video hosting by TinyPicMajid "هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن"Majid

-----------------------------

پی نوشت :من نمیدونم چی کار کردم بچه ها یکی اومده گفته بگو معذرت ...خب باشه معذرت میخوام ببخشید .

حداقل بیا بگو من چه اشتباهی کردم ...من که تازه واردم نمیدونم چه کاری خوب یا بد هست ...

حداقل یه ذره با مهربونی .. این حرف های بد اونم تو این ماه .....من نمیدونم چی کار کردم ... خلاصه ما معذرت میخواهیم ...در ضمن این وبلاگ من نیست و اگه مقصر منم چی کار به این وب داری ..

مــــــــــــــــــــــعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــذرت ... بخشید اگه گناهی از ما سر زده .

خب دیگه میخوام خداحا فظی کنم ممنون از اینکه تا پایان آپ رو خوندید ...ببخشید دیگه این آپمون از همه مسائل سیاسی و اقتصادی و تجاری و فرهنگی و ورزشی و هنری بود ..

ما دیگه بریم ..بای بای......     منتظر همتونیم ..خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir


ساعت۲:۳۰بامداد روز جمعه ۲۲ شهریور ۱۳۸۷ و ۱۱ رمضان ۱۴۴۹

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت2:30توسط | |

نمیدونم سلام کنم یا بگم خدا حافظ ...

 

میخوام بگم همه چیز تموم شد .....

((قصه ی ما به سر رسید ... آقا میلاد به هدفش رسید ....))

به دلیل اینکه دیگه از وبلاگ خسته شدم و اینکه بی میل و دلسرد شدم ...

چند نفر دیگه هم که خیلی باحال بودن و تا آخر عمر فراموششون نمیکنم اونا هم خدا حافظی کردن ..

دیگه هیچ توان و قدرتی نمود تا بیام ....

پس .....

.............من هم میرم ...... حلالم کنید ........................

همگی خدانگهدارتون باشه ......

البته شاید دوباره بیام اما نمیدونم کی و چه وقتی ....

پس همه چی اینجا برای من تموم شد ...

لحظه سخت رفتنه     هیچی تو قلبه من نمونده

خدانگهدار ...!

خداحافظ ای رفته از خانه ام
نگو با نگاه تو بیگانه ام
خداحافظ ای آخرین آرزو
اگر قصه ای تازه داری بگو
در این ماجرا من به تو باخته ام
همان خانه ای را که خود ساخته ام
همان خانه که نام آن عشق بود
در آن هر چه بود از تو دل می سرود
همان جا که دل با تو پیوند زد
نگاهت به آیینه لبخند زد
نگاهت برایم هنوز آشناست
صدایم همین ناله بی صداست
اگر زخم دل بی تو سر وا کند
اگر اشک من قصد دریا کند
اگر خانه ام بی تو ویران شود
دلم جایگاه زمستان شود

چه کس خواهد آمد که یاری کند...

اشک غم...اشک غصه ها ...اشک شادی ها ...داره تموم میشه ... همه چی تمومه.

 

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

آخرین ادامه مطلب رو هم برید خیلی قشنگه


ادامه مطلب

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت12:45توسط میلاد | |

سلام عاشقا:

هر کی عاشق من شود   من نیز عاشق او میشوم  و  هرکه من عاشق او شوم

او را خوهم کشت و هر که من او را بکشم  دیه ای بر گردن من است وهر کسی

که دیه اش بر گردن من باشد    پس خود من دیه ی او هستم

                                                                                                    Image and video hosting by TinyPic احسان و میلادیImage and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

عاشقانه نفس بکش         قدری یاد من باش

و به یاد تمام اشکهایی که برایت  ریختم       تنهایم مگذار

عاشقانه دوستت دارم   وبه اندازه تمام ستاره ها منتظرت می مانم

تا شاید روزی  ستاره من چشمک بزند

باورت دارم چون واسه من عزیزترینی

                                                                                                    Image and video hosting by TinyPic  احسان و میلادیImage and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

یادم آید تو به من گفتی:

از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه می عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم:

حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم

باز گفتم که

تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا     گشتم و گشتم 

حذر از عشق ندانم نتوانستم

اشک در چشم تو لرزید    ماه بر عشق تو خندید  یادم آید دگر از تو جوابی نشنیدم

                                                                                                 Image and video hosting by TinyPic   احسان و میلادیImage and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

*************************************************

نبودی

ممنونم از اینکه آپم را خوندید .....

+نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت20:36توسط میلاد | |

جهنم سر گردان

شب را نوشیده ام

وبر این شاخه های شکسته بر میگردم

مرا تنها نگذار                        ای چشم تبدار سرگردان !

مرا با رنج بودن تنها گذار

مگذار خواب وجودم را پرپرکنم                                                  احسان و میلادی...


اولین نامه من ...

اولین نامه تو...

اولین برگ سفر نامه عشق من وتوست

ودر این پندارم... که عشق آغاز وجودم است... که هست...

آخرین نامه من...

 آخرین نامه تو...                             آخرین  برگ وجود من و توست...           

                                                                                              احسان و میلادی... 

بقیش تو ادامه مطلبه...


ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت15:31توسط میلاد | |

مادر عزیز

                                روزت مبارک....

                               مادرم:

قدمهایت را برروی چشمانم بگذار،تا چشمانم بهشت را نظاره کند....

چون هستی من زهستی توست... تا هستم و هستی دارمت دوست...

                  مادر گوهر گرانبهایی است"بی مثل در آفرینش...

روی ادامه مطلب کلیک کنید...دیدنی

 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت10:59توسط | |

عکس عاشقانه.پوسترعاشقانه فØ - عكس عاشقانه

  عشق یعنی یه حس پاک بچه‌گونه.

 

عشق یعنی خاطره‌های سبز با هم بودن.

 

عشق یعنی هر شب تا صبح با رویای تو زندگی کردن.

 

عشق یعنی هر روز تا شب دغدغه ی دوباره دیدنت رو داشتن.

 

عشق یعنی هر هفته منتظر یه هفته ی جدید باشی که شاید صبح

 

دولت عشقت بدمد.

 

هر بار که بعد عمری میای، زود ناز می‌کنی و می‌گی که می‌خوای

 بری و حسابی کار داری 

 

عشق یعنی همین، همین تعجب یهو‌اکی، همین غیرمنتظرگی اتفاق،

 

همین اومدن و رفتن‌های یه‌باره، همین زندگی عجیب غریب و حس

 

جوونی، عشق یعنی همین، همین و بس

 

 

+نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت19:49توسط میلاد | |

عکس عاشقانه.پوسترعاشقانه فØ - عكس عاشقانه

امروز صبح که از خواب برخواست، بوی آمدنت همه جا را پر کرده بود، آسمان خود را باید عزیز می‌کرد،

 پس برخواست، نگاهی به گنجه‌ی قدیمی مهرورزی‌هایش انداخت، چیزی نیافت، هیچ چیز جز آن چند تکه اب

ر طوسی بارانی عاشقانه… تنها چیزی که کم بود، چند قطره شبنم مشاطه ی صبحگاهانی بود تا ظاهر این

 دلبرده، همچون دلبرش، ناز و طناز و خمار شود… چیزی شبیه صورت خوش‌تراش نازنین تو…

                                       

            نظر یادت نره!!!

+نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت19:43توسط میلاد | |

عشق.پوستر.عاشقانه.گيشا ايرا

تو را دوست می‌دارم


تو را به جای همه زنانی که نشناخته‌ام دوست می‌دارم


تو را به جای همه روزگارانی که نمی‌زیسته‌ام دوست می‌دارم


برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرم


برای خاطر برفی که آب می‌شود، برای خاطر نخستین گل‌ها


برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‌رماندشان


تو را برای خاطر دوست‌داشتن دوست می‌دارم


تو را به جای همه زنانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم.

جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خویشتن را بس
اندک می‌بینم.

بی تو جز گستره بی‌کرانه نمی‌بینم
میان گذشته و امروز.
از جدار آینه خویش گذشتن نتوانستم
می‌بایست تا زندگی را لغت به لغت فراگیرم
راست از آنگونه که لغت به لغت از یادش می‌برند.

 برای خاطر فرزانگیت که از آن من نیست


تو را برای خاطر سلامت


به رغم همه آن چیزها که به جز وهمی نیست دوست می‌دارم


برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی‌دارم


تو می‌پنداری که شکی ،حال آنکه به جز دلیلی نیستی


تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می‌رود


بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم.

        

+نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت19:40توسط میلاد | |

عشق.پوستر.عاشقانه.گيشا ايرا

 

قبل از هر دیدارت، سیل حرف‌ها مرا در خود غرق می‌کند، می‌دانم یا نمی‌دانم، دقیقا نمی‌دانم، اما می‌دانم که چه

چیزهایی را باید به تو بگویم، باید درباره ی گربه همسایه که از دستم سوسیس خورد با تو حرف بزنم، درباره

 ی کبوترانی که صبح‌دم ظرف دانه‌ها را واژگون کردند؛ و از گلی که دیروز در اتاق پشتی گل داد.

ای زیبای من، هر گاه که چهره‌ات را در حضور مهربانانه‌ات از نزدیک می بینم، زبانم چون چوب درختی ک

ه هزاران سال خشک باشد، ثابت می ماند و چیزی برای ابراز ندارد. بهتر است که هیچ حرفی نزنم، هیچ چی

ز به عظمت زیبایی خنده‌های تو و آن صورت بشاشت نیست، هیچ چیز به آن اندازه مرا تازه و جوان نمی‌کند.

خدا حفظت کند…..........

 

پتوی طوسی، آسمان ِ شهر را فراگرفته، منجوق‌های نقره‌ای از آن

 

 بالاها فرومی‌ریزند، من، تو و تمام

 

 

دلشدگان این دیار، چنین لحظه‌هایی را جشن می‌گیریم. ببار ای

 

 آسمان، ببار و عشق را در دلهای

 

دلدادگان و دلشدگان و دلگمشدگان و دلبران و دلبرکان بارور کن…

بارور چون …

 

 

 

+نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت19:32توسط میلاد | |

به نام عشق 

میلاد!!! این مطلب رو دیشب برای توسرودم وامروز تو وب نوشتم .تقدیم به تو. وبرای اونی که دلت رو شکست.

آرام میشوم شبی         آنگه که بی من میشوی 

   

                 کاش فراموشت کنم         راهی دگر سویت کنم

 

                        باید فراموشت کنم        از خود کمی دورت کنم

 

                               آری.جدا میشویم                  از هم رها میشویم

 

           هرکس به سویی میرویم      من در سقوط میروم تو در صعود میروی

 

  باشد خدا یارت عزیز     دوستی بگفت عشق را پای هر کس نریزمیلاد عزیز...

 

            تقدیم با تمام احساساتم  به

میلاد

این شعر رو من نگفتم ولی بازم تقدیم به عاشقا::

 

هان چه حاصل از آشنايي ها
گر پس از آن بود جدايي ها
من با تو چه مهرباني ها
تو و بامن چه بيوفايي ها
من و از عشق راز پوشيدن
تو و با عشوه خودنمايي ها
در دل سرد سنگ تو نگرفت
آتش اين سخنسرايي ها
چشم شوخ تو طرفه تفسري ست
آِكارا به بي حيايي ها
مهر روي تو جلوه كرد و دميد
در شب تيره روشنايي ها
گفته بودم كه دل به كس ندهم
تو ربودي به دلربايي ها
چون در آيينه روي خود نگري
مي شوي گرم خودستايي ها
موي ما هر دو شد سپيد وهنوز
تويي و عاشق آزمايي ها
شور عشقت شراب شيرين بود
اي خوشا شور آشنايي ها                                 
 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت18:49توسط میلاد | |

عاشقا سلام به همگیتون:

امیدوارم که روزهای خوبی رو سپری کرده باشید ... خوب دیگه  خوشبختانه یا هر چیزی دیگه تموم شد...

امیدوارم که امتحاناتتونو خوب داده باشید واونایی هم که دانشگاهی هستن آرزو میکنم در امتحانتشون موفق بشن ...آرزوی همه آرزوی ما هم هست...

احسان جون ببخشید واقعا

به خدا دوستت دارم  آخه میدونی چیه بعضیاحسودیشون میشه ، کور بشه چششون ، مخاطبان عزیز با شما نیستم ...با کسی هستم که خودش میدونه، ولی من اصلا نمی بخشمش...

خلاصه خستتون نکنم ...امیدوارم تابستئنی دلچسب داشته باشید...ولی من اصلا تابستونو دوست ندارم ..

به نظرم بهترین فصل زمستونه...وای خدا کی زمستون میشه ..دلم براش تنگ شده...

همین جا از آشنا ونا آشنا معذرت میخوام...

بچه ها دعا کنید امشب بارون بیاد دلم خیلی گرفته..میلاد

دوست دارم با یکی درد دل کنم...آخه اون کسی که دوسش داشتم ودارم قلبمو شکونده...

دوست دارم یه عالمه هرچی بگم بازم کمه

 

خواهشمندم که به ادامه مطلب هم بروید...

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت13:10توسط | |

copyright by:orchid.blogfa.com

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

                                             مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد

         تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند

                                            سایه در سایه این ثانیه ها خواهم مرد

          شعله های بی تو ز بی رنگی دریا گفتند

                                            موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

           گم شدم در قدم دوری چشمان بهار

 

+نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت18:6توسط میلاد | |

اگر آدمي شاد باشد
حتما كساني را شاد نموده است
و اگر غمگين باشد،
 كسي را غمگين كرده است
( مولوي)
******************************************************
اي کاش همدم تنهاييم قلب باراني تو باشد
 تا اينگونه در گرداب غم و اسارت بي تو بودن اسير نباشم
اي همدم تنهايي روياهايم بيا و مرا رها کن بيا
 و مرا به قصر پاکان ببر


******************************************************
از کسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کسو مثل اون دوست نداشته باشي
 و از کسي که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن چون شايدهيچ وقت هيچ کس تو رومثل اون دوست نداشته باشه

****************************************************

وقتي هستي نيستم، وقتي نيستي هستم، وقتي هستم نيستي، وقتي نيستم هستي،
اي همه ي نيست شده ي هستي،هستي من نيست مي شود وقتي تو نيستي

**** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** ****
مي گويند : که تنها يک دقيقه طول مي کشد تا دوستي را پيدا کنيد ،
 يک ساعت طول مي کشد تا از او قدرداني کنيد ،
 اما يک عمر طول مي کشد تا او را فراموش کنيد

**** **** **** **** **** **** **** **** **** **** **** ****

تقديم به تو
 که واسه من بهتريني
براي تو مي گويم: اي تنها ترين اسطوره ي من
 تو تكانهاي گرم قلب مني محبوب من با من باش.

**********************************************************
ما آدما هميشه صداهاي بلندو مي شنويم؛
پررنگهارو مي بينيم
 و کارهاي سختو دوست داريم
غافل از اينکه خوبها آسون ميان؛
بي رنگ مي مونن
 و بي صدا مي رن

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت18:10توسط میلاد | |

ترانه های دیروز و امروز

ديروز باز باران با ترانه با گوهرهاي فراوان مي خورد بر بام خانه ............. . و اما امروز باز باران بي ترانه باز باران ,با تمام بي کسي هاي شبانه مي خورد بر مرد تنها ,مي چکد بر فرش خانه باز مي ايد صداي چک چک غم...باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده نمي دانم...نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟؟؟؟ نمي فهمم, چرا مردم نمي فهمند که ان کودک که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد کجاي ذلتش زيباست؟؟

 

نگران نشو

نگرانی هرگز از غصه فردا چیزی نمی کاهد ، بلکه فقط شادی امروز را از بین می برد.
ٍ
نخستین گام به سوی دانش این است که بدانیم نادانیم.
ٍ
بخشش هر کس به اندازه عشق اوست.
ٍ
بخشش زمانی آسان می شود که ما بتوانیم دیگران را بشناسیم و به ضعفهای خودمان و اینکه ما نیز امکان اشتباه کردن داریم معترف باشیم.
ٍ
بی ثمرترین روز ما روزی است که در آن نخندیده باشیم.
ٍ
عشق همیشگی است این ما هستیم که فنا پذیریم. عشق متعهد است این ما هستیم که عهد شکنیم.
ٍ
کار عشق باز کردن زخمهای کهنه نیست ، بلکه درمان آنهاست.
ٍ
تمام چیزهایی که بین دو نفر که یکدیگر را دوست می دارند ناگفته می ماند ، می تواند کوهی از سوء تفاهم ها به وجود آورد

 

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت18:9توسط میلاد | |

 

يك تست روانشناسي جالب براي شناخت شخصيت فردي...

مطالب زيبا

مشاهده در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت17:49توسط میلاد | |

Name:  1.jpg
Views: 643
Size:  13.6 کيلوبايت

یه روز آسمون دل این پرنده گرفت و واسه دل پرنده بارید و بعد از بارش این آسمون ابری رنگین کمونی در چشمای قشنگ این پرنده نقش بست...هوای قفس بوی نم گرفته بود..تا این که شاپرکی رهگذر بر قفس نشست و با دل پرنده هم دل شد و آخر حرفهایشان شاپرک چشماش پراز اشک شد...شاپرک با این که میدونست پرنده نیست رو به پرنده کرد و گفت دلبستتم..پرنده به شاپرک اشاره از پرنده نبودنش کرد اما شاپرک بدجوری خودشو عاشق این پرنده ی قفسی میدونست و به پرنده گفت: مهم تفاهم ما در پریدنه...چشمهای پرنده شوقی گرفت که دیگر تنها نیست...مدت ها گذشت و هردو بیشتر عاشق هم میشدند تا اینکه یه روز صاحب قفس قفسو برد به خانه اش و نگذاشت شاپرک داخل اتاق بشه و فقط از بیرون شیشه به هم نگاه می کردند و هردو فهمیده بودند که دیگه به هم نخواهند رسید اما باز پشت شیشه نگاهشان تمام نمیشد....شاپرک خسته شده بود و دیگه میدونست وصال محاله برای همین پرنده را تنها گذاشت و رفت...پرنده ماند....پرنده در بهتی عظیم به فرو رفت..به لحظه های عاشق شدنشان می نگریست و تفاهم عشقشان و به یاد آورد که اصلا تفاهم نبود زیرا شاپرک آن چنان در چشم پرنده مجذوب شده بود که پرنده یادش رفته بود همان تفاهمی که شاپرک می گفت(مهم پریدنه) تازه پرنده فهمید که یک پرنده در قفس هیچ وقت نمی پرد و معلوم شد هیچ تفاهمی ندارند...

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت18:26توسط میلاد | |

یادته نم نم بارون یادته                      یادته شر شر ناودون یادته

یادته یاس تو باغچه یادته                  یادته گلدون ایوون بادته

یادته تنگ غروب میون باغ                 یادته اون شب بارون یادته

یادته رو تاقچه مادر بزرگ                  یه چراغ با آیینه شمعدون یادته

یادته قرارمون تو کنج باغ                   یادته بوسه پنهون یادته

یادته با صد هزار نازوادا                      گفتی اون عشق فراوون یادته

  گفتی از دوری و بی وفاییمون          که مثل مرگ برامون یادته  

حالا بعد اون همه جداییها                   که هنوز مونده به ذهن و یادته 

هیچی نیست مثل بهونه که بگیم       یادته سادگیامون یادته

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت18:24توسط میلاد | |

قلب من از تو جدا هرگز نکرده هیچ کسی

                   تو سهمی از وجودمی نگو به من نمیرسی

نگو که بین من و تو نشسته سایه ی کسی

                   نگو که از من دور شدی نگو به من نمی رسی

من از تو دست نمی کشم از عشق تو نمی گذرم

                   ای آرزوی اولم تو هستی عشق آخرم

به جز تو اشکای منو  هرگز ندیده هیچ کسی

                  حالا که در تو گم شدم نگو به من نمیرسی

                  Myspace Comment:  Love 36 

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت18:24توسط میلاد | |

تك و تنها تو خيابون ......

به زير نم نم بارون ......

باز به ياد تو مي افتم ......

حرفهايي كه با تو گفتم ......

گفتم عشق من يه كوهه ......

تو ببين چه با شكوه ......

عشق تو مثل سرابه ......

عمر كوتاه حبابه ......

عشق من شعر و شرابه ......

عشق تو نقش بر آبه ......

عشق تويه گل زرده ......

دستهايي كه سرده سرده ......

عشق من مثله جنونه ......

آبي رنگه آسمونه ......

عشق يك ماهي به درياست ......

عشق من ببين چه زيباست ......

عشق تو عكساي پاره ......

نامه هاي نيمه كاره ......

حرفايي كه نا تمومه ......

ميدونم كه بي دوومه ......

عشق من ساده است وآسون ......

پاك و تازه مثل بارون ......

عشق من جنس بهاره ......

توي قلبم موندگاره

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت18:23توسط میلاد | |

به انتظارت خواهم ماند تا ابد براي هميشه زيرا مي دانم

به سوي من باز خواهي گشت پس با همه توانم تلخي اين

انتظار را تحمل خواهم کرد.

به انتظارت خواهم ماند زيرا قلب من با هر تپش خود اهنگ

خاطرات گذشته را مي نوازد .قلبي که در ان خاطره ها و

خوشي ها تا ابد مدفون است.

حتي اگر بدانم روزي جسم تو بسوي من بازنمي گردد

بازهم به انتظارت مي نشينم . شايد روزي صداي پاي را

بشنوم که از آن تو باشد .

به انتظارت خواهم ماند ......

سالها همصحبتم بودی و همرازم نبودی

با تو عمری همقفس بودم ٬ هم آوازم نبودی

باغ بودم بی خبر از من گذشتی ٬ گل نچیدی

دل به آوازه تو بستم ٬ نغمه پردازم نبودی

رازها در سینه پنهان کردم و با کس نگفتم

رفتم آنرا با تو گویم ٬ محرم رازم نبودی

سوز دل در پرده گفتم ٬ ره به آوازم نبردی

ساز یکرنگی زدم ٬ دلداره دمسازم نبودی

روز تنهایی به چشمت شعله ی مهری ندیدم

در شب ظلمانی من ٬ پرتو اندازم نبودی

بود امیدم همدم آغاز و انجامم تو باشی

فکر انجامم نکردی ٬ یار آغازم نبودی

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت18:21توسط میلاد | |

Name:  1.jpg
Views: 358
Size:  20.6 کيلوبايت

حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري  

 رفتي بي وفا و گفتي كه  منو دوسم نداري

 

برای خواندن به ادمه مطلب برید..

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت18:16توسط میلاد | |

      عشق چيست؟

به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي. به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي. به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت. به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست

عشق چيست؟

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت19:15توسط میلاد | |

دل تنگي

در تنگناي غم ويران كننده ي هميشگي ام

در نوشته هاي بر جا مانده بي كسي ام

در نيستي هاي هميشه يكنواخت زندگي ام

فقط دنبال كسي ميگشتم كه براي من يك معنا داشت

آري كسي كه من اورا نه براي خودم بلكه براي دلم به زبان مي آوردم

ادامش در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت19:11توسط میلاد | |

هنگامی که اندوه من به دنیا امد

 

 

هنگامی که اندوه من به دنیا امد از او پرستاری کردم و

 

 با مهر و ملاطفت نگاهش داشتم


اندوه من مانند همه چیزهای زنده بالا گرفت و نیرومند و

 

 زیبا شد و سرشار از شادی های شگرف


من و اندوهم به یکدیگر مهر می ورزیم


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت19:8توسط میلاد | |

روش عاشق كردن  روش عاشق كردن....

 

برو ادامه مطلب كپي كن به دردت ميخوره


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت18:21توسط میلاد | |

دل اگر کس بشکند خرسند کردن مشکل است
شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است
بار حمالان به دوش خود کشیدن ننگ نیست
زیر بار منت نامرد رفتن مشکل است

قصه ي پيله و پروانه

برو ادامه مطلب خيلي قشنگه كپي كن بخون


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت18:13توسط میلاد | |

همه انسانها ميبايست کشف کنند که "عشق" نيز همانند جاذبه زمين واقعي است و اينکه هر روز و هر ساعت و هر دقيقه و هر لحظه عاشق شدن ، خيالي شاعرانه نيست ! بلکه حالتي طبيعي است

برای خواندن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت18:33توسط میلاد | |

داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی
شهر خاموش دلم رو تو پرآوازه کردی
آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود
اومدی وقتی تو سینه نفس آخری بود
به عشق تو زنده بودم

ادامه شعر در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت18:28توسط میلاد | |

داستان به وجود آمدن

عشق همراه ديوانگي...( نوشته اي زيبا)

براي خواندن روي ادامه كليك كيند


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت18:19توسط میلاد | |

مناجات عاشقانه

الا ! اي مهين مالك آسمانها
كجا گيرم آخر سراغت كجايي ؟
غلام وفاي تو بودم _ نبودم ؟
چرا با من با وفا بي وفايي ؟
چه سازم من آخر بدين زندگاني
كه ريبي است در بيكران بي ريايي
چسان خلقت مهمل است اينكه روزم
فنا كرد – كام قدر – بر قضايي !
بيا پس بگير اين حياتي كه دادي
كه مردم از اين سرنوشت كذايي !
خداوندگارا !
اگر زندگانيست اين مرگ ناقص
بمرگ تو ، من مخلص خاك گورم !
دو صد بار ميكشتم اين زندگي را
اگر ميرسيدي به زور تو ، زورم !
كما اينكه اين زور را داشتم من
ولي تف بر اين قلب صاف و صبورم !
همه ش خنده ميزد بصد ناز و نخوت
كه من جز حقيقت ز هر چيز دورم !
بپاس همين خصلت احمقانه
كنون اينچنين زارو محكوم و عورم ؟
چه سود از حقيقت كه من در وجودش
اسير خدايان فسق و فجورم ؟
از آن دم كه شد آشنا با وجودم
سرشكي نهان در نگاه سرورم
چو روزم ، تبه كن تو ، روز « حقيقت »
كه پامال شد زير پايش غرورم
خداوندگارا!
تو فرسنگها دوري از خاك دوري
تو درد من خاك بر سر چه داني ؟
جهاني هوس مرده خاموش و بيكس
در اين بينفس ناله آسماني ...
زروز تولد همه هر چه ديدم
همه هر كه ديدم تبه بود و جاني
طفوليتم بر جواني چه بودي
كه تا بر كهولت چه باشد جواني !
روا كن به من شر مرگ سيه را
كه خيري نديدم از اين زندگاني!
مگر از پس مرگ – روز قيامت
خلاصم كن زين شب جاوداني!
بمن بد گماني؟ دريغا ! ندانم
چسان بينمت تا چنانم نداني؟
نه بالي كه پر گيرم آيم به سويت
نه بهر پذيرايي ات آشياني!
چه بهتر كه محروم سازم تو را من
ز ديدار خويش و از اين ميهماني
مبادا كه حاشا نمائي بخجلت
كه پروردگار لتي استخواني !
خداوندگارا !
تو ميداني آخر ، چرا بي محابا
سيه پرده شرم و رو را نديدم !
مرا ز آسمان تو باكي نباشد
كه خون زمين مي طپد در وريدم !
من آن مرغ ابر آشيانم كه روزي
ببال شرف در هوا مي پريدم !
حيات دو صد مرغ بي بال وپر را
برغم هوس – از هوي مي خريدم
بهر جا كه بيداد ميكشت دادي :
بقصد كمك ، كوبه كو مي خزيدم !
بهر جه كه ميمرد رنگي ز رنگي
بيكرنگي از جاي خود ميپريدم !
من آن شاعر سينه بدريده هستم
كه عشق خود از مرگ مي آفريدم !
چه سازم ! شرنگ فنا شد به كامم
ز شاخ حقيقت هر چه چيدم!
ولي ناخلف باشم از ديده باشي
كه باري سر انگشت حسرت گزيدم !
ار آنرو كه با علم بر سرنوشتم
ز روز ازل راه خود را گزيدم !
خداوندگارا !
ز تخت فلك پايه آسمانها
دمي سوي اين بحر بي آب رو كن
زمين را از اين سايه شياطين
جنين در جنين كين به كين رفت و رو كن
سياهي شكن چنگ فريادها را
به چشم سكوت سياهي فرو كن !
هميشه جواني تو ، پير زمانه !
شبي هم " جواني " بما آرزو كن !
كه تا زيرورو نسازم آسمانت
زمين را بنفع زمان زير رو رو كن !

اگه میشه برید ادامه مطلب

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت18:28توسط میلاد | |

 

متن های جدید عاشقانه در ادامه مطلب


يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر مي‌ارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت17:45توسط میلاد | |

خنده تلخ

----------------------

هیچ کس ویــــرانیم را حس نکرد

                                      وسعت تنهـــاییم را حس نکرد

در میان خنده های تلخ من

                                           گریه پنهانیم را حس نکرد

در هجوم لحظه های بی کسی

                                   درد بی کس ماندنم را حس نکرد

آنکه با آغاز من مانوس بود

                                           لحظه پایانیم را حس نکرد


بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت0:10توسط میلاد | |