در آن نوبت که بندد نیلوفر آبی به پای سرو کوهی دام گرم یاد آوری یا نه ٬ من از یادت نمی کاهم
تو را چشم در راهم..
آن كه چشمان تو را این همه زیبا می كرد كاش از روز ازل فكر دل ما می كرد
یا نمی داد به تو اینهمه زیبایی را یا مرا در غم عشق تو شكیبا می كرد...
صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
.....
دوستای خوب مثل تکه های پازل میمونن .، اگه یه تیکه از پازل گم بشه جایگزینی نداره وپازل هرگزکامل نمیشه ، تو تکه ی گم شده ی پازل منی ، تو را واسه همیشه نگه خواهم داشت .
....
گذر کردم ز قبرستانی . زمانی رسیدم بر سر قبر جوانی به زیر خاک مینالید و
میگفت رفیقان قدر یکدیگر بدانید !
به هنگام مرگم دستانم را از روی تابوت بیرون بذارید ...
تا که همه بدونن چیزی از این دنیا با خود نبردم.٬ < کوروش>*
+نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت15:56توسط میلاد |
|
About
دوست داشتن از عشق برتر است ...
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی ، اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال . عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد .(این نوشته از طرف احسان جونمه وتقدیم به همه گلهای عاشق) احسان جون اسمت همیشه به عنوان یکی از نویسندگان تو وبلاگ هست تا کسی تو رو فراموش نکنه